تبليغاتX
کتابت عشق و دلنوشته های من

پروردگارا اگرچه بنده رو سیاه توام و تو خود می دانی این حقیر چگونه در دام هوای نفسانی گرفتار است ، اما هنوز عاشقانه دستان پر مهر و زیبایت  را احساس می کنم که ،چه زیباحلقه نمودی تا شاید بیش از این از مدرات خارج نشوم.مهربان من تو چه زیبایی و چه زیبا ،زیبایی را بر صفحه دل می نشانی .

حبیب من ،خود می دانم که، اگر تو نبودی من دیگر قراری برای ماندن نداشتم ،مهربان ابدی تا دیروز دنبال دستان پر مهر تو در زندگی می گشتم و امروز به من ثابت کردی که دست هایت در دست های خوبان عالم مستتر گردیده است و بدین سبب آنها بهانه دوستی و آشتی من با تو هستند و تو به واسطه آنان همواره مرا راهنمایی کرده ای .

ای مهربان جاودان ،تا دیروز دنبال دست های توانایت در سبد جامعه می گشتم و منتظر فرستادن نان از آسمان در زنبیل کوچک دختر خردسالم می گشتم و امروز فهمیدم که دغدغه نان در تن و جان من خسته اگرچه روییده است اما قلب کوچک پسر همسایه برای رساندن نان به طفل خردسالم چه عاشقانه می طپد ،مولای من بگو که کیستی و چیستی؟

چقدر ، درک من از پندار حقیقت سخت است و همواره خود را تهی از ذات اقدست می پندارم.

الهی همواره نعمت زیادی را بر من ارزانی داشتی اما من هیچ گاه قادر به درک آن نبودم و گستاخانه هتک حرمت نعماتت را کردم، نعمت سلامتی کم نعمتی نبود که من از درک آن عاجز بودم امروز آمده ام تا بگویم تا ابدیت نا پیدا عاشقانه دوستت دارم تا ثابتت کنم آنجه که باید جبران بر غفلت هایم باشد...

مهربان جاودانه دیگر نه شعور سیاسی در نود ورزشی می خواهم و نه شعور بازی در برنامه ی رو به فردا ،فقط و فقط ترا می خوانم که عاری از هر منیتی...

پروردگارا در باقیمانده عمر توفیق رسیدن به وصالت را عاجزانه خواهانم که دریافتم زندگی بدون تو ،زندگی بدون جاودانه هاست .خدای من ترنم امواج مهربانیت در فضا چه زیبا جان را می نوازد از تو عاجزانه می خواهم تا  حواس پنجگانه مرا بیش از این تقویت نمایی.

خدایا به فرزندان و همسرم روح بلندی عطا فرما که دوست بدارند آنچه را تو دوست داری و گریزان باشند از آنچه تو نمی پسندی...خدایا به آنان بیاموز دوست داشتن بدون منت را و به آنان شناخت ده تا تنها ترا بپرستند و تنها از تو یاری جویند که مدد به غیر از تو شرم است...

خدایا مرگ آسانی به ما عطا فرما تا بیش از این خجل از کرده هایمان نباشیم و چشمان معصیت به تمنای شفاعتت تر گردد.

خدایا اگر ناخواسته در پی هوای نفس رفتم برمن سخت نگیر و دست های فقیرم را بزرگورانه لمس کن که بنده ی ناچیز و عبدی فقیرم.

خدای مهربان امروز ،روز مغفرت و آمرزش است بدین سبب از تو می خواهم پدران ،مادران و گذشتگانم را بر خوان کرمت میهمان فرمایی و از گناهان آنان در گذری (آمین یا رب العالمین)

 

                                                               ......

حرف دل:

  • از همه ی خوبان التماس دعا دارم
  • اللهم صل علی محمد و آل محمد
  • امروز دلم هوای بانو رقیه دارد و منتظرم تا دست های کوچکش دوباره برایم معجزه کند یا رقیه ادرکنا
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 9:1 توسط منصور حسن زاده |

به نام او ، مابقي سايه او

فقط كافي است كه بخواهي با او ارتباط برقرار كني و از او بخواهي كه براي مدت هاي طولاني به تو فرصت دهد تا برايش حرف بزني، هميشه آرام و مهربان است انگار كه از قبل براي آمدنت انتظار  كشيده و گوش به زنگ محيا نشسته تا در بزني و او ترا در بغل گيرد. عليرغم مكنت شاهي و كر و فر ملكوتيش خيلي بي ريا و خودماني است ، آن قدر ساده و بي آلايش است كه نياز به گرفتن وقت قبلي نيست راستش اصلاً منشي ندارد كه كسي بخواهد با وقت قبلي با او ملاقات كند فقط كافي است كه اراده كني در كمتر از يك چشم به هم زدن او گوش به فرمان تست و آماده براي گپ و گوي كردن ،راستي داشتن چنين دوست ارزشمندي كه چنين لطيف است ، ارزشمند نيست ؟داشتن دوستي كه از رگ گردن به انسان نزديك تر است و به او  زندگي مي بخشد غنيمت نيست ؟از آشنايي با او خرسندم و او را عاشقانه دوست دارم ، چون اگر او فكرم  نبود چگونه فرصت انديشيدن به او را پيدا مي كردم ...مدتي است او را با تمام وجود حس كردم و فهميدم چقدر از اين دوست صميمي و مهربان غافل بوده ام و سر گردان در پي او مي گشتم آخر ما انسان ها هميشه عادت داريم مطالب زيبا زندگي را با كلاس مرور كنيم دوست داريم براي ديدن بزرگترين فرد سياسي جامعه كه خود نيز مخلوقي بيش نيست ،ساعتها در پي آن بدويم تا قرار ملاقات كوتاهي به ما دهند تا براي ديگران از آن ديدار كوتاه با چم و خم هاي آن صحبت كنيم و بگوييم از چندين اتاق تو در تو گذشتيم و در هر اتاق قطعه از وجودمان را به عاريه كرفتن تا مبادا به ساحت كسي خدشه اي وارد شود. متحيرم از اين انسان كه بيشتر از آن كه به خالق مخلوقات بينديشد به مخلوق خالق تفكر مي كند جالب نيست!!

حرف دل:

  • بيدلي در همه احوال خدا با او بود           او نمي ديدش و از دور خدايا مي كرد
  • بياييد با او آشتي كنيم ،كسي كه بي منت به حرفهايمان گوش ميدهد.
  • بياييد مشق دوست داشتن كنيم تا بيشتر دوست بداريم.
  • بياييد با خالق مخلوقات عشق بازي كنيم نه با مخلوق...
  • بياييد با هم به درك الا بذكر الله تطمئن القلوب برسيم.
  • بياييد فرصت هاي با هم بودن را دوباره مرور كنيم.
  • بياييد به ياد گنجشكان محله كوچكمان باشيم و با خرده نان هاي سفره مان ميهماني ساده اي به راه اندازيم.
  • بياييد دست هاي كودكان بي سرپرست را با گرماي وجودمان طراوت بخشيم.
  • ... 

ارادتمندشما

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 9:38 توسط منصور حسن زاده |