تبليغاتX
کتابت عشق و دلنوشته های من
 

وبلاگ قدیمی

دوستان بزرگوار سلام و عرض ادب:

امروز که داشتم وبلاگ را بروز می کردم می خواستم براتون از استاد محمد رضا کلهر بنویسم نمیدونم چی شد که دلم هوس شعر حافظ کرد و با تفال به دیوان حافظ علیه الرحمه غزل پایین اومد که اونا براتون گذاشتم و تصمیم گرفتم لینک فال حافظ را برای دوستداران شعر و ادب فارسی بذارم که هر روزی که دلشون گرفت و خسته از همه جا و مونده از هر مکان شدند بیاند و تفالی بزنند و دلشون را روشن کنند.

hafez

شرایط گرفتن فال:

  1. اول نیت کنید و دلتون را صاف
  2. خوندن یک حمد و سه قل هو الله برای حضرت حافظ
  3. فرستادن سه صلوات و قسم به حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) -حضرت علی(ع)وشاخ نبات حافظ و ......

برای گرفتن فال اینجا را کلیک کنید.

فال حافظ 

حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان گذشت بر  سر   پیمانه شد

 

امیدوارم خستگی از تنتون در اومده باشه

یا علی مدد                      

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 8:17 توسط منصور حسن زاده |

  • دوستان بزرگوار اجازه می خواهم از محضرتون قبل از اینکه به شرح احوالات میر عماد الحسنی قزوینی بپردازم به معرفی دو کتاب آن هم به اختصار بسنده می کنم چراکه حیفم میاد شما بزرگواران را از این فیض محروم کنم.(هر دو کتاب اثر استاد علامه حسن حسن زاده آملی سلمه الله تعالی علیه)

الهی نامه

انتشارات:دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

  • الهی نامه :در این کتاب دل نوشته های عامیانه استاد حسن زاده آملی با خالق بی همتاست که گفتگوی آن ساده و شیوا با زبان انسان امروزیست که خوندن اونا به همه دوستان و بویژه دانشجویان ارجمندم توصیه می کنم.
  • الهی این کمترین را قلیل بدار!
  • الهی از سجده کردن شرمسارم و سر از سجده برداشتن شرمسارتر
  • الهی دردمند ننالد چه کند.درمان ده تا بیشتر بنالم!
  • الهی جمعی از تو ترسند و خلقی از مرگ و حسن از خود!
  • الهی اگر دل بشکنی از من چه بشکن بشکنی؟

انسان در عرف عرفان

انتشارات:سروش

  • انسان در عرف عرفان:این کتاب به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای به شهرستان آمل است که توسط معظم له اهدا شده است .خواندن و فهم این کتاب قدری مشکل است چراکه موضوعات عرفانی و در خصوص کرامات و کشف و شهود و سیر انفسی سالک الی الله به عین الیقین بلکه بالاتر حق الیقین و برد الیقین که هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن و.......

 در وصف میر عماد الحسنی :

تا کلک تو در نوشتن اعجاز نماست

بر معنی اگر فخر کند لفظ رواست

هر دایره ی تو را فلک حلقه بگوش

هر مد تو را مدت ایام بهاست

 میرعماد:

هیچ کتاب و مقاله ای را نمیتوانیم یافت که به خوشنویسی و خوشنویسان ایران اختصاص یافته باشد و در آن شرح حال و یا لااقل ذکری از استاد و خداوند خط نستعلیق میر عماد نیامده باشد که این بزرگوار از مفاخر درجه اول تاریخ هنر و فرهنگ ماست.مختصر اینکه میرعماد مرد رنج و ریاضت است ُمرد پرخاش است و مرد شهادت.میر عماد در قزوین ولادت یافته به سال ۹۶۱ و به سال ۱۰۲۴ به قتل رسیده و در آن هنگام شصت و سه سال داشته است.میر بعد از گذر ایام به اصفهان آمد و در این شهر رخت اقامت افکند و به کتابت و تربیت شاگردان پرداخت .نخست به دربار صفوی نزدیک شد اما سعایت حاسدان از یک سو و از طرفی طبیعت آزاده ی آزاد منش میر که از او شخصیتی منیع و مغرور و بی اعتنا ساخته بود باعث شد که وی روابطش با دربار تیره شود و سر انجام در سحر گاهی که میر به حمام می رفت به خواست شاه عباس و تحریک مقصود بیک مسگر توسط جمعی اوباش او را به شهادت رساندند.از بیم سخط شاهی نخست حتی کسی جرات نکرد که او  را بخاک سپارد تا سر انجام میرزا ابو تراب شاگرد برگزیده و جانشین بحق میر ُجسد آن بزرگوار را برداشته و در مسجد مقصود بیک (تکیه ی ظلمات)جنب میدان امام بخاک سپرد.

میر عماد

منبع تصویر:مجله با کاروان کلک  انتشار روزنامه رسالت مهرماه ۷۳

از آثار کتیبه ای خط میر عماد غزل حافظ "روضه ی خلد برین خلوت درویشان است" الی آخر در تکیه میر فندرسکی تخت فولاد محفوظ است .که برخلاف آن کتیبه میرزا غلامرضا در مدرسه سپهسالار(در پست قبلی به آن اشاره شد) این کتیبه سالم و پا برجاست که این حقیر در مواقع دلتنگی به آنجا رفته و تسلی خاطر و التیام روح می یابم.

(بزرگواران ارجمند جهت آشنایی با تخت فولاد روی آن کلیک کنید)

چلیپا

چلیپا

شاگردان میر :نورالدین معرف به نورا-رشیدا-محمد صالح-ترابا-محراب بیگ-میرساوجی-درویش عبدی-میر یحیی و میر علا شهرت معروفیت دارند.

وجه تسمیه تخت فولاد

روحش شاد یادش گرامی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 8:10 توسط منصور حسن زاده |

رجعت از وبلاگ قدیمی به وبلاگ جدید

  • دوستان عزیز و بزرگوار

سلامی چو بوی خوش آشنایی

بر آن مردم دید ه ی روشنایی

مدتی است که فکرم مشغول این موضوع شده است که چرا از هنر خوشنویسی غافل شده ام هنری که سالیان دراز با اون زندگی می کردم و دست مایه اخلاقی و عرفانیم را از اون عاریه گرفته ام ،تا اینکه با یکی از دوستانم مشغول گفتگو بودم و او در پاسخ به من گفت :دوست عزیز نگو که خط را کنار گذاشته ام ، بهتر است که بگویی خط و هنر شما را کنار گذاشته است ، به شدت تحت تاثیر این حرف قرار گرفتم و متاسف شدم بعد از مدتی کلنجار، تصمیم گرفتم وبلاگی طراحی کنم که هم اسم اون ساده  و با مسماو هم قابل دسترس برای همه افراد باشد تا بتوانم من بعد راحت تر و در عین حال مدون تر بنویسم و پراکنده گویی نکنم ، لذا نام کتابت  را انتخاب کردم تا مضامین خوشنویسی ،شعر و عرفان اسلامی را بتوانم  بنویسم ، هرچند که گام بر داشتن توی این وادی ناچیز باشد . امیدوارم دوستان و دانشجویان ارجمند با ارائه نقطه نظرات زیبا و قشنگشون باعث اعتلای این حرکت فرهنگی شوند تا بتوانم در ابتدای این راه با گام های استوار قدم بردارم....

التماس دعا

داند آنکس که آشنای دل است

که صفای خط از صفای دل است

شرحی مختصر از زندگانی میرزا غلامر ضا اصفهانی

میرزا ولادت یافته در تهران است،اما به کدام سال ،به تحقیق معلوم نیست.پدرش،میزا جان اصفهانی،چنانکه معروف است از اصفهان به تهران مهاجرت نموده ، به کسب قنادی و شکر ریزی اشتغال جسته است ، وی که صاحب چندین فرزند دختر بوده ،وقتی در سفر مشهد از آستان ملائک پاسبان امام رضا علیه السلام ،به نذر و دعا طلب فرزند ذکور می نماید ،آن دعا به اجابت مقرون می گردد، و به وفای نذر مولود به اسم <<غلامرضا>>موسوم می شود.آقا غلامرضا،در خط نستعلیق ،در انواع قلم ،خفی و جلی و ریز و درشت ،استاد کامل عیار بود.نمونه میرزا غلامرضا اصفهانیکتیبه نگاری او در مدرسه ی سپسالار شهید مطهری توان دید.(که متاسفانه امروز نابود شده است)لینک شدید؟

شرمند ه ام میرزا غلامرضا

 

اما شیرین تر از همه ی شیرین کاری ها ی او در مشق های ریز و درشت دیده می شود که جان را در بر اهل فن برقص می آورد.آقا غلامرضا در اغلب قطعات علاوه بر اینکه نام خود را ذکر می کند ،با نوشتن <<یا علی مدد>>بخط شکسته (که در آن نیز استاد بود)خویش را معرفی می نماید.

وفات میرزا در حدود سال ۱۳۰۷ هجری قمری اتفاق افتاده و در صفائیه قرب حضرت عبدالعظیم مدفون گردیده است. 

 

سیاه مشق ها و قطعات 

 گرچه ما بندگان پادشهیم...

بر در میکده هستند خمار

گلها همه سر زخاک کردند

میشگفتم زطرب زانکه چو گل بر لب جوی

بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود......

................................................................................

منابع:

مرقع خط به اهتمام منوچهر قدسی

مرقع نگارستان نگارش و تدوین احمد سهیلی خوانساری

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:3 توسط منصور حسن زاده |