اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَيْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا كَصُنْعِهِ
صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ
بِحِكْمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفى عَلَيْهِ الطَّلايِـعُ وَلا تَضيعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ
جازى كُلِّ صانِعٍ وَرائِشُ كُلِّ قانعٍ وَراحِمُ كُلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ
الْمَنافِعِ وَالْكِتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ
وَلِلْكُرُباتِ دافِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ وَلِلْجَبابِرَةِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَيْرُهُ وَلا
شَىْءَ يَعْدِلُهُ وَلَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُاللَّطيفُ الْخَبيرُ
وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَيْكَوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِيَّةِ لَكَ
مُقِرّاً بِاَنَّكَ رَبّى وَ اِلَيْكَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِكَ قَبْلَ اَنْ اَكُونَ
شَيْئاً مَذْكُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْكَنْتَنِى الاَْصْلابَ آمِناً
برای دریافت فایل صوتی
ادعیه و مناجات اینجا را کلیک کنید
برای دانلود کردن ادعیه های فوق، روی آیکون
کلیک راست نموده
و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.
دعا فراموش نشود
یا علی مدد
|
عرفه نزدیک است و من هنوز... |
|
| |
|
اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد |
|
باقی همه بی حاصلی و بیخبری بود | |
|
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
|
|
از یمن دعای شب و ورد سحری بود | |
|
|
|
| |
|
خردادماه1375 |
|
| |
|
ای شه من مراد من روی نهان ندیده ام |
|
ای به اسیر کوی تو کام جهان ندیده ام |
|
|
ای که دراین خرابگه غیر توام نباشدم |
|
جان زکفم ربوده ای نور نهان ندیده ام |
|
|
ای ره بی نشان من ، ای کس بی کسان من |
|
از غم تو تحیف من نام و نشان ندیده ام |
|
|
ای که دراین غمین کده ماتم من ندیده ای |
|
درپی تو دویده ام کون ومکان ندیده ام |
|
|
گر به هوای کوی تو آه کشم ناله کنم |
|
مست شوم ز وای خود ، ناله روان ندیده ام |
|
|
سرور جان من تویی ، باده ی ناب من تویی |
|
منطق وصل من تویی دلبر جان ندیده ام |
|
|
تیرغمت ندیده ام ،وصف کمان شنیده ام |
|
عاشق زار تو منم تیر و کمان ندیده ام |
|
|
از غم تو نخفته ام رو ح من و روان من |
|
طی طریق می کنم راه عیان ندیده ام |
|
|
لاله و ریح من تویی شاخ نبات من تویی |
|
سیر وسلوک من تویی غمزه چنان ندیده ام |
|
|
عازم راه بی رهم ،ازپی خود نمی روم |
|
می کشدم به هر طرف وصل زآن ندیده ام |
|
|
کیست که جان دهد مرا تازه حیات می دهد |
|
روی من و نگار من سرو قدان ندیده ام
یا علی مدد حسن زاده
|
|
برای زدن تفال به دیوان خواجه شیرازی علیه الرحمه اینجا را کلیک کنید.
نیت فراموش نشود![]()
در تاریخ شکسته نویسان چند نفر را به نام عبدالمجید می شناسیم ,عبدالمجید کرمانی عبدالمجید میرزای عین الدوله معروف, عبدالمجید هندی و درویش عبدالمجید طالقانی ,اما همچنانکه درتاریخ بنان و تخلص(حافظ ) بسیار است ,همچون حافظ همدانی,حافظ جلاجل ,حافظ حلوایی و دیگران ولی شمس الدین محمد حافظ شیرازی یک است , در خطه خط نیز عبدالمجید طالقانی بحق از چنان عظمتی برخوردار است که عبدالمجیدهای دیگر در برابروی ,به قول شیخ اجل چون چراغند پیش آفتاب و منازه بلند بر دامن کوه الوند .
درویش عبدالمجید طالقانی از نوابغ ایران است . وی با سنین کمی که در جهان زیسته (به سن 35یا 36سالگی وفات نموده است) ,درشکسته نویسی همان رتبتی را یافته که میرعماد در نستعلیق و نیریزی د رنسخ ......و به حق است اگرگفته اند: خطش ,درشکسته بازارشفیعا را شکسته و شاعری در وصفش فرموده است :
ای گشته مثل به خوشنویسی زنخست مفتاح خزائن هنر خامه توست
تا کرده خدا لوح و قلم را ایجاد ننوشته کسی شکسته را چون تو,درست
علاوه بر هنرخطاطی,درویش در شاعری نیز صاحب طبعی مستعد و توانا بوده ودیوان وی با تخلص (خموش)و (مجید) مبین استعداد درخشان او در شاعری است . ضمنا درویش عبدالمجید از همفکران و همقدمان مشتاق اصفهانی ,هاتف , آذر ,صباحی , شعله ,صهبا و عاشق از صدرنشینان انجمن ادبی اصفهان بوده است . انجمنی که شاعران زمان را از ادامت سبک هندی بازداشته , شیوه های خراسانی و عراقی را تجدید و احیا نمود و سخنوران را مشوق آمد تا بطرز اساتید قدیم شعرپارسی انشا سخن کنند.
درویش اصلا از مردم طالقان بود , در جوانی رخت اقامت به اصفهان کشیده , چندی دراین شهر به کسوت درویشان روزگار گذراند ,آنگاه به خط و مشق پرداخت واز خط نستعلیق شروع کرد و چون دراین فن پایه و مایه ای یافت شکسته نویسی را بعنوان خط خود برگزید و در اندک مدتی رسید به آنجا که رسید .
استاد بزرگ ما چنانکه از مضمون قطعاتش معلوم گردید در زندگی مبتلای اقسام اسقام و انواع رنج ها و نابسامانی ها بود تا به سال 1185که طائر جان پاک و مرغ روح نازنینش به شاخسارجنان پرواز کرد : جعل الجنه مثویه اله. ماده تاریخی است که رفیق اصفهانی در وفاتش سروده و آذر بیکدلی نیز این ماده تاریخ را ضمن قطعه ای در مرثیه او آورده است : شده ایوان جنان منزل درویش مجید . این هر دو شعر بر سنگ مزار درویش (واقع در محوطه مدخل میرفندرسکی در تخت فولاد اصفهان) نگاشته شده است.
واین رباعی نمونه شعر درویش است:
ای کاش زمانه سازگاریم کند یارم بیکی از این دو یاریم کند
یا کار مرا بزخم دیگر سازد یا چاره زخم های کاریم کند
دوستان و بزرگواران ارجمند چند روزی است که هر کدام از دوستان که مرا می بینند با نگاه های سنگینشون منو شرمنده می کنند و به زبان بی زبانی میگن اخوی توی این وبلاگت یه چیزی بنویس که همه بفهمند چرا داری برای مخاطب های خاص می نویسی می بینم حق با اوناست و چیزی برای گفتن ندارم برای همین امروز هنگامی که داشتم وبلاگم نگاه می کردم به اصرار یکی از دوستان تصمیم گرفتم دوتا از دل نوشته هام و که زیاد هم قدیمی هم نیستند براتون بنویسم با این تفاوت که هر دوتاشون توی فاصله یه هفته متولد شدند و هر دوتاشون برام عزیزند چراکه بقول معروف هرچه از دوست رسد نیکوست
ولی توی این فرصت یه چیزی بتون بگم و اون اینکه ما می تونیم بنویسم ولی نمی تونیم قضاوت کنیم چون اون نوشته های ما هستند که ما را نقد می کنند نه خود ما لذا این دوتا شعر هر دوتاشون برام عزیزند اما با این تفاوت یکی مال همین نسل و دیگری مال نسل قدیم حالا هر دوتا نسل بخونند و اگه دلشون خواست برام بنویسنند که آیا اگه زمونه عوض بشه دلا هم عوض میشه یا نه تا ببینم چکار میشه کرد.......

بسم الله النور
یکم آذر ماه ۱۳۸۶ منزل
ای حس قشنگ شاعرانه
ای نغمه ی شاد عارفانه
ای غمزه مژگان سیاهت
در پرده رخ مرا نشانه
در بزم طراوت جوانی
از هفت جهت مرا کرانه
در مکتب عاشقانه ی عشق
الحق که توی مرا یگانه
در آینه نگاه معشوق
هستیم اسیر این زمانه
پوپک به تبسم وجودت
خواند به ترنم شبانه
ماندیم به حسرت نگاهت
در مانده ترین به کنج خانه
در مزرع آفرینش عشق
زد بذر محبتت جوانه
از غمزه ی ناوک سیاهت
ابروی رخت کشد کمانه
بر صفحه هستی مدارت
املای من است کودکانه
ازآب حیات چشمه ی عشق
زمزم به رهت شود روانه
هستی زعدم عدم زهستی
گردیده چنین ترا بهانه
در وادی طور ایمن عشق
آتش زغمت کشد زبانه
زلف تو مرا نموده مدهوش
انگشت فلک کشیده شانه
مخمور به جام تو نشستیم
از آن می خم جاودانه
دیوانه ز هوشیار ربوده است
آن خواب و قرار زیرکانه
مستفعل فاعلات فعلن
مضمون مرا کند فسانه
در دور ترین نقاط هستی
عاشق بنهاده آشیانه
چون مرغ فتاده ایم در بند
ماییم اسیر آب و دانه
سوگند به عزت و جلالت
مدهوش توییم عاشقانه
منصور به عشق تو فنا شد
تا ساخت وضو بهر دوگانه
گفتم که چکامه ای سرایم
ای حس قشنگ شاعرانه
۸ آذر ماه ۱۳۸۶ منزل
...........................................................................................................
از امتداد پنجره ها می توان گذشت
با بغض خیس خاطره ها می توان گذشت
از پهن دشت حادثه ها با حضور نور
با بال سبز زنجره ها می توان گذشت
با سحر واژه ها به بلندای آسمان
از برق چشم ساحره ها می توان گذشت
از انکسار نور به آنسوی واقعه
از لابلای کرکره ها می توان گذشت
در امتداد نور در حلقه ی جنون
از انحنای دایره ها می توان گذشت
با نغمه ای قشنگ به تفسیر عاشقی
از این سکوت حنجره ها می توان گذشت
یکی دو بیت دیگه طلبتون باشه تا ببینم میاد یا نه منو بلاتکلیف گذاشته و رفته دنبال کارش برای همین گفتم یه دو سه روزی صبر کنید ولی انگار اون سه تا قافیه سر ناسازگاری داره البته خداییش اومد ولی به دلم نچسبید فعلاْ بایکوتند.....![]()
ببخشید یادم رفت یه چیزی در گوشی بگم راستش شعر هم باید نازش را کشید تا باتون راه بیاد گفتم که یادتون باشه....![]()

به ماه رویت سوگند....
میرزای کلهر مشهور ترین خوشنویس نستعلیق بعد از میر عماد است و پیش صاحبنظران معرفتر آنست که به گزارش شرح حال وی نیازی باشد.همین قدر باید بگویم شیوه ای که امروز بین نستعلیق نویسان ایران رایج است شیوه ی شیوایی است که میرزای کلهر عرضه داشته است.
کلهر منسوب به ایل کلهر کرمانشاهان است و بهمین مناسبت ایلی بودن مردی صحیح المزاج و قوی بنیه بوده است و از لحاظ سوار کاری و تیر اندازی مخصوصاْ در آغاز جوانی امتیاز داشته است. کلهر تعلیمات نخستین را در خط آز آقا محمد مهدی تهرانی گرفته سپس به مشاقی از روی خطوط استادان قدیم به ویژه میر عماد در قزوین و اصفهان پرداخته است.میرزا در روز جمعه ی ۲۵ محرم سال ۱۳۱۰ هجری قمری در وبای عام تهران بسن ۶۵ سالگی رخت به دیار آخرت می برد.
از آثار میرزا می توان به:
شاگردان میرزا:
در وصف میرزا همین قدر می توان گفت وی فردی منیع الطبع و وارسته از قید و تعلق دنیا بوده است.
روحش شاد و یادش گرامی
اگر می خواهید از میرزا بیشتر بدانید اینجا را کلیک کنید
ادامه ندارد....
در عشق تو صد گونه ملامت بکشم......

سیاه مشق
نصیحتی کنمت بشنو بهانه مگیر...

معرفی دو کتاب از میرزای کلهر

از دوستان بزرگواران و علاقمندان به این هنر شریف تقاضا مندم با ارائه نظرات شایسته خودتان این کمترین را یاری فرمایید.تا ان شاءالله بتوانیم پیش از بیش مفید فایده باشیم.
ارادتمند-یاعلی مدد