یه سلام مثل سلام های همیشگی با این تفاوت که ، می خوام بگم نایب الزیاره همتون در مشهد الرضا بود و تا اونجای که در توانم بود براتون دعا کردم.راستش از مشهد که اومدم هر چی سعی کردم مطلبی را برای دوستان توی وبلاگ بذارم واقعا ْ عقلم به جای قد نداد ، نمی دونم چرا یه مدتیه که ، از آدما که هیچ از خودم هم فرار کنم و برم یه گوشه ی و توی آرامش بشینم و فیلم زندگیم رو مرور کنم چه از اون زمونی متولد شدم و با گریه های معصومانه ام لبخند زندگی را روی لبای خیلی ها نشوندم و چه اون زمانی که پا توی مدرسه برای اولین بار گذاشتم و همینطور میام جلو تا اون موقعی که زندگی مشترکم را شروع کردم و حالا دارای دو تا دونه گل هستم و ....
دوست داشتید ادامه مطلب را کلیک کنید