...نمی دونم چرا در ششمین روز محرم الحرام ۱۴۲۹ قصد گذاشتن این شعر را توی وبلاگم کردم .شاید به خاطر این باشد که می خوام توی این سه شنبه با یه تیر دو نشون بزنم یکی اینکه عرض سلام و احترام به یوسف زهرا (س) حضرت مهدی(عج) بکنم و دوم اینکه مصیبت جدشون را به ایشون تسلیت بگم چیزی دیگه هم برای گفتن ندارم فقط همین...
التماس دعا-حسن زاده

زمان سرودن زمستان۱۳۷۴
سالها درانتظارت مانده ام
عاشقم بر افتخارات مانده ام
افتخار شیعیان مهدی تویی
انتظارشیعیان مهدی تویی
روز و شب سوزی درون سینه ام
شاهد این مدعا آدینه ام
روز وشب جویم تورا درهر مکان
چون تویی ناجی افرادجهان
مهدیا من در فراقت سوختم
دررهت عشق نهان آموختم
افتخار خاکیان مهدی تویی
زینت افلاکیان مهدی تویی
مهدیا ای راحت روح و روان
شوق دیدارتو در پیر وجوان
مهدیا ای محرم اسرارهو
باده نوشان مرا از جام او
عاشقان را رخصت دیدار ده
عارفان را مهلت گفتار ده
ای انیس و مونس دلهای پاک
هجر تو آتش زده برآب و خاک
نور تو پیداست در کون و مکان
جمله ی اجزا مهیا تونهان
یوسف زهرا چرا هستی نهان
غایب پیدا چرا هستی نهان
ای که احوال مرا آشفته ای
درتمام لحظه هایم خفته ای
مهدیا دیدارتو آمال من
عارفان و عاشقان امثال من
ای به دیهییم امامت چون نگین
ای گل نرگس شکوه یاسمین
طور سینای دلم میعاد تو
دل به امید شفاعت شاد تو
مهدیا این واله و شیدا منم
مهدیا این عارض سودا منم
مهدیا ای یاور بی یاوران
حامی ما رهروان در کاروان
کاروان بی تو فروغش خاکی است
گرتو آیی آن زمان افلاکی است
چون تو هستی آگه از احوال ما
کن نظر یک لحظه ای بر حال ما
با نگاهت مس جانم زر شود
بهر جان من پر از گهر شود
اشک شوقم چون زچشمم سرزند
مرغ جانم سوی جانان پرزند
اشک شوقم بار اند هم بکاست
لن ترانی سر دهم گویم کجاست
مهدیا گو من لن ترانی ترا بکی
نای دل را سرد هم همراه نی
هاتفی گوید نوای نی شنو
حال مستان را ز خم می شنو
می تورا سرشار مستی می کند
فارغ ازاین ملک هست می کند
نی نوای ساز نی را گوش کن
باده ای ازجام ساقی نوش کن
با نوای گرم نی آرام شو
همچومن از نام خود بی نام شو
این دل شیدای حیران شده
گوکه پنداری جهان ویران شده
نی بگفتم یادم آمد نینوا
وادی خون سرزمین کربلا
نینوا سوزی عجب دارد حسین
ابرنیزه بر امان بارد حسین
نینوا آن وادی عشق جنون
نینوا آن سرزمین کاف و تون
نینوا نالد به حال عاشقان
وز نفیرش مات و مبهوت عارفان
نینوا گفتم شنیدی ای عزیز
صورت معنی چه دیدی ای عزیز
صورت معنی همین گوید که بس
نیست غیراز او مرا فریاد رس
جان من اندیشه کن در حال او
شد سراپای وجودش مست هو
ساقیا می ده ز صهبای الست
تا شوم من تا قیامت مست مست
مهدیا گفتم سخن ها نا تمام
باز می گردم به آن اصل کلام
مهدیا این واله و شیدا منم
مهدیا این عارض سودا منم
دیده ی حسرت نهادم بر رهت
گر بگویی جان فشانم در رهت
جان مهدی یک نظر فرصت بده
زین قفس گردم برون مهلت بده
مهد من ای مایه امید من
ماه من ای جلوه خورشید من
همچو مجنونم به دریای جنون
هق هقم بین و نگر در حال دون
پرده بگشا از رخت دلدار من
ای که هستی واقف آمال من
هر کسی را دیده ام در قیل وقال
گفت و گویی می کند از میم ودال
میم ودالت را ندانم چیستی
من چه گویم در حقیقت کیستی
ها و یایت آیت نور خدا
میم و دالت خلقت ارض و سماء
میم تو دانم که میم احمدی است
قائم آل محمد سرمدی است
های بی میمت هدایت می کند
(وز جدایی ها شکایت می کند)
چونگه پیوندد به او دال یقین
م و ها و دال می گردد قرین
در نهایت یا ای ماند که او
یا یکتایی بود در هر سبو
جرعه نوش از باده ات مهدی منم
ساقی خون داده ات مهدی منم
طره زلفت مرا دیوانه کرد
آتش هجرت مرا بی خانه کرد
یا بیا یا جان ستان ای یارمن
درفراقت سوختم دلدارمن
مهدیا صاحب زمانا نادمم
زائر کوی تو هستم خادمم
خادم کوی تو بودن افتخار
حلقه این درشدن بس اعتبار
با جمالت لحظه ای شادم بکن
مهدیا هرلحظه امدادم بکن

اثر استاد : رضا بدر السماء