امروز هم می نویسم بدون آنکه پیش نگاره ای را در ذهن داشته باشم ، اما آهنگ درونیم مرا به سمت غدیر کشاند ، شاید او خواست تا برایش بنویسم تا همگان بدانند از ولایتش خرسند و به شفاعتش امیدوارم...دیشب غدیر را در لابلای کتابها تورق کردم از مناقب عرشیان خواندم تا ژرفای کرامت غدیر* ، هم چیز را خواندم نکته به نکته، مو به مو ، اما برایم آنچه ماند: در یک کلام، بارش ابر کرامت جحفه** در برکه آسمانی غدیر خم بود...آنجا خواندم که رسالت غدیر چگونه با امامت و ولایت شکل گرفت و در حجة الوادع چه اتفاق افتاد ،از مهاجرین ،انصار  و منافقین خواندم، اما از تمام ناتمام ها، انگشت تحیر به دندان گرفتم ...دیدم عمر ،عثمان و ابوبکر ها چه زیبا لباس تدین را به تن داشتند و چه موزیانه تقدم و تاخر را در غدیر به استهزاء گرفتند... اما آنجا خواندم که :کلام موثر زیبای رحمت للعالمین چه با تواضع اما مقتدرانه افشای خوی بدنامان کرد،آنجا خواندم چگونه ۱۲۰ هزار نفر دست بیعت لسانی غدیر را فشردند و تصویر دستان داماد پیمبر را در قاب اندیشه ها سپردند تا شاید برای همیشه جاودانه بمانند ، اما چه توان گفت که فرجام  آنان با صحیفه ملعونه به پیمان سقیفه گره خورد  ، و تا پایان عمرشان از ولایت غافل ماندند، آنجا خواندم که بَخ ٍ بَخ ٍ لک یا علی اصبحت مولای و مولی کل مومن و مومنه***بر کتف علی ،در بغض کینه ها ، عناد خشنونت را در نطفه هایشان تا ابد جاودان گذاشت ،اما آنچه برای تاریخ همیشه جاوید بشریت ماند، ولایت مهری علی اعلی بود و آنچه توشه سعادت شد همین بود و بس...آنجا خواندم اما در دل تفسیر کردم که ابوبکر ها ، عثمان ها و عمرهای ِ زمان  هنوز نمرده اند بلکه قالب تن عوض کرده اند، البته نا گفته نماند که ابوذر ها و مقدادها و یاسر ها نیز نمرده اند و تا همیشه تاریخ جاودان خواهند ماند... برادرم و خواهرم می خواهم باز هم ازغدیر بنویسم اما آماج کلمات نارسا ذهنم را آشفته می کند و می گوید بگذار تا دیگران مانند تو به فهم خود در غدیر کنکاش کنند، بخوانند و بنویسند که واقعه ی غدیر چه بود و چرا تا همیشه ی ابد مانا می ماند...

اثر استاد بدرالسماء

*:نام دو کتاب خوانده شد(کتاب اول مناقب عرشیان در خصوص یکصد فضلیت مولی متقیان به قلم راویان اهل سنت و دومین کتاب  ژرفای غدیر نوشته استاد انصاری)

**:مکانی در پائین دست برکه ی غدیر ، جایی که حاجیان احرام می بندند.

***:اشاره به زمانی است که ،عمر بن خطاب آمد و بر کتف علی زد و گفت :گوارایت باد ای علی ، اکنون اختیار هر مرد و زن مومنی شدی

حرف دل:

۱- الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام

۲- بی بهانه از ولایتش تا ابد خرسندم و با عشقش عاشقانه خرامانم...

۳- عیدتان مبارک