هرچه از دوست رسد نیکوست
بنام حضرت دوست، که هرچه هست، همه اوست
از روز شنبه تا به امروز چهارشنبه احساس نبود کتابت را بیش از پیش حس کردم ، به گونه ای که نبود آن را موهبتی از جانب حضرت دوست حس کردم که بدانم ، و دیگران نیز بدانند که آنچه در عالم هستی و کائنات وجود دارد همه در اراده اوست و تا او نخواهد هیچ چیز محقق نمیشود و به تعبیری یا کنایه در دو موقع خداوند بر بندگان خویش لبخند می زند یکی زمانی که تمام بندگان همه دست به دست هم می دهند تا بنده ی دیگری را زمین بزنند و آنگاه است که اراده او نیست و دیگری زمانی که همه مردمان دست بر دست هم می دهند تا فردی را از سقوط نجات دهند اما افسوس که اراده ی حضرت عشق بر آن نمی باشد ،سخن اول من با کسی است که در نهایت بزرگواری وبلاگ کتابت عشق را هک نمود و به زعم خود اندیشید که می تواند با از بین بردن آرشیو چهار ساله کتابت ضربه ای بر کتابت وارد کند ، اما برایش متاسفم چون اراده حضرت حق نبود و چنین اتفاق نیفتاد و وبلاگ کتابت عشق به لطف خداوند متعال و زحمات برادر عزیز و ارجمندم جناب مهندس چیت ساز مثل اول باز سازی شد بدون آنکه حتی یکی از پست های آن دچار خللی شود، دوست عزیز هکاک کلاه سفید یا قرمز (لبخند) هر که هستی باش اما انسانیت را فراموش نکن که همیشه کسی هست که بر احوال بندگانش ناظر است و هر کجایی که لازم باشد دست بندگانش را به گرمی می فشارد خواه هکاک باشد یا نویسنده کتابت عشق...برادر عزیز ای کاش بجای عناد ورزی با این حقیر قدری خدا را بیش از این حس می کردی تا بیش از این شرمنده او نشوی معصوم عزیز من هنوز ماه رحمت تمام نشده است و تو نیز جوان، پس در این ماه رحمت گمشده ها و از دست رفته هایت را از او بخواه که او بی منت و بدور از هر دغدغه به بندگانش عطا می کند.
اما سخن دوم من با جناب عبد الرحمان شاکری عزیز است که در کمال بزرگواری و بزرگ منشی وبلاگ کتابت را به دوست قدیمیش سپرد که این جوانمردی او باعث شد که باری دیگری روی هکاک محترم را برای دومین بار سیاه کند و حداقل راه و رسم جوانمردی را از مردان خدا بیاموزد ،ولی از یک جهت متاسفم که جناب شاکری عزیز در اولین تجربه نویسندگی و وبلاگ داری به در بسته خورد و قدری ذوق زیبای نوشتن آن به تاخیر افتاد اما امیدوارم هستم ایشان با خواندن این پست ، این کمترین را به خانه ی مجازی خود دعوت کند و شرایط دوستی پا بر جای را پایه ریزی نماید و در صورت تمایل این برادر کوچکش را به خواندن چلچراغ اندیشه هایش رهنمون سازد و باز هم برادرانه دستان گرمش را از صمیم قلب می فشارم.اما دوست دارم خوانندگان عزیز وبلاگ کتابت عشق با نوشته این عزیز که در اولین پست خود در وبلاگ کتابت تحت عنوان نوشته های یک من بی منت گذاشت آشنا شوند، لذا برای خواندن اولین پست جناب شاکری عزیز ادامه مطلب را کلیک کنید.
سخن آخر من با دوستان قدیمی است که بزرگوارانه ابراز احساس نمودند و هر کدام به سهم خود قدمی برداشتند البته بجز مدیریت بلاگفا که حتی حاضر نشد پاسخی کوتاه به چندین ایمیل اینجانب بدهد، اما دوست دارم برای باری دیگر در همین جا از برادر عزیز و گرانمایه ام جناب فواد چیت ساز که مدیریت وبلاگ بلبل شیدا و سرباز صفر را بر عهده دارند صمیمانه تشکر کنم که حقیقتاً من، نه از رفتن وبلاگ خبر دار شدم و نه از باز گرداندن آن و رنج این چند روز بر عهده ی ایشان بود و زبان تشکر این حقیر قاصر از بزرگواری و بزرگ اندیشی این جوان فرهیخته دانشگاهی است و خاضعانه دست نیاز به سوی خالق بی همتا دراز می کنم و عاقبت به خیری برایش مسالت می نمایم .
حرف دل:
-
هک کردن کار خوبی نیست، پس دیگر شوخی نکنید تا سیه روی نشوید.
-
ولادت کریم اهل البیت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارکباد.
-
همیشه یادتان باشد کسی هست از شما محافظت کند پس از دشمنان باکی نداشته باشید.
-
خدا مثل همیشه دوستت دارم و دوستی با تو برای من افتخار است.
-
اللهم عجل لولیک الفرج(آمین)
ارادتمند-یا علی مدد
منصور حسن زاده
عاقبت این درد مرا می کشد