میر عماد الحسنی سیفی قزوینی
دوستان بزرگوار اجازه می خواهم از محضرتون قبل از اینکه به شرح احوالات میر عماد الحسنی قزوینی بپردازم به معرفی دو کتاب آن هم به اختصار بسنده می کنم چراکه حیفم میاد شما بزرگواران را از این فیض محروم کنم.(هر دو کتاب اثر استاد علامه حسن حسن زاده آملی سلمه الله تعالی علیه)
انتشارات:دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

الهی نامه :در این کتاب دل نوشته های عامیانه استاد حسن زاده آملی با خالق بی همتاست که گفتگوی آن ساده و شیوا با زبان انسان امروزیست که خوندن اونا به همه دوستان و بویژه دانشجویان ارجمندم توصیه میکنم.
* الهی این کمترین را قلیل بدار!
* الهی از سجده کردن شرمسارم و سر از سجده برداشتن شرمسارتر
* الهی دردمند ننالد چه کند.درمان ده تا بیشتر بنالم!
* الهی جمعی از تو ترسند و خلقی از مرگ و حسن از خود!

انتشارات:سروش
انسان در عرف عرفان: این کتاب به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای به شهرستان آمل است که توسط معظم له اهدا شده است .خواندن و فهم این کتاب قدری مشکل است چراکه موضوعات عرفانی و در خصوص کرامات و کشف و شهود و سیر انفسی سالک الی الله به عین الیقین بلکه بالاتر حق الیقین و برد الیقین که هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن و.......
در وصف میر عماد الحسنی :
تا کلک تو در نوشتن اعجاز نماست
بر معنی اگر فخر کند لفظ رواست
هر دایره ی تو را فلک حلقه بگوش
هر مد تو را مدت ایام بهاست
میرعماد:هیچ کتاب و مقاله ای را نمیتوانیم یافت که به خوشنویسی و خوشنویسان ایران اختصاص یافته باشد و در آن شرح حال و یا لااقل ذکری از استاد و خداوند خط نستعلیق میر عماد نیامده باشد که این بزرگوار از مفاخر درجه اول تاریخ هنر و فرهنگ ماست.مختصر اینکه میرعماد مرد رنج و ریاضت است ُمرد پرخاش است و مرد شهادت.میر عماد در قزوین ولادت یافته به سال ۹۶۱ و به سال ۱۰۲۴ به قتل رسیده و در آن هنگام شصت و سه سال داشته است.میر بعد از گذر ایام به اصفهان آمد و در این شهر رخت اقامت افکند و به کتابت و تربیت شاگردان پرداخت .نخست به دربار صفوی نزدیک شد اما سعایت حاسدان از یک سو و از طرفی طبیعت آزاده ی آزاد منش میر که از او شخصیتی منیع و مغرور و بی اعتنا ساخته بود باعث شد که وی روابطش با دربار تیره شود و سر انجام در سحر گاهی که میر به حمام می رفت به خواست شاه عباس و تحریک مقصود بیک مسگر توسط جمعی اوباش او را به شهادت رساندند.از بیم سخط شاهی نخست حتی کسی جرات نکرد که او را بخاک سپارد تا سر انجام میرزا ابو تراب شاگرد برگزیده و جانشین بحق میر ُجسد آن بزرگوار را برداشته و در مسجد مقصود بیک (تکیه ی ظلمات)جنب میدان امام بخاک سپرد.

منبع تصویر:مجله با کاروان کلک انتشار روزنامه رسالت مهرماه ۷۳
از آثار کتیبه ای خط میر عماد غزل حافظ "روضه ی خلد برین خلوت درویشان است" الی آخر در تکیه میر فندرسکی تخت فولاد محفوظ است .که برخلاف آن کتیبه میرزا غلامرضا در مدرسه سپهسالار(در پست قبلی به آن اشاره شد) این کتیبه سالم و پا برجاست که این حقیر در مواقع دلتنگی به آنجا رفته و تسلی خاطر و التیام روح می یابم.
(بزرگواران ارجمند جهت آشنایی با تخت فولاد روی آن کلیک کنید)
چلیپا

شاگردان میر :نورالدین معرف به نورا-رشیدا-محمد صالح-ترابا-محراب بیگ-میرساوجی-درویش عبدی-میر یحیی و
میر علا شهرت معروفیت دارند.
روحش شاد یادش گرامی
عاقبت این درد مرا می کشد