دوستان عزیز و بزرگوار

سلامی چو بوی خوش آشنایی

بر آن مردم دید ه ی روشنایی

 

 

 


مدتی است که فکرم مشغول این موضوع شده است که چرا از هنر خوشنویسی غافل شده ام هنری که سالیان دراز با اون زندگی می کردم و دست مایه اخلاقی و عرفانیم را از اون عاریه گرفته ام ،تا اینکه با یکی از دوستانم مشغول گفتگو بودم و او در پاسخ به من گفت :دوست عزیز نگو که خط را کنار گذاشته ام ، بهتر است که بگویی خط و هنر شما را کنار گذاشته است ، به شدت تحت تاثیر این حرف قرار گرفتم و متاسف شدم بعد از مدتی کلنجار، تصمیم گرفتم وبلاگی طراحی کنم که هم اسم اون ساده  و با مسماو هم قابل دسترس برای همه افراد باشد تا بتوانم من بعد راحت تر و در عین حال مدون تر بنویسم و پراکنده گویی نکنم ، لذا نام کتابت  را انتخاب کردم تا مضامین خوشنویسی ،شعر و عرفان اسلامی را بتوانم  بنویسم ، هرچند که گام بر داشتن توی این وادی ناچیز باشد . امیدوارم دوستان و دانشجویان ارجمند با ارائه نقطه نظرات زیبا و قشنگشون باعث اعتلای این حرکت فرهنگی شوند تا بتوانم در ابتدای این راه با گام های استوار قدم بردارم....

التماس دعا

داند آنکس که آشنای دل است

که صفای خط از صفای دل است

شرحی مختصر از زندگانی میرزا غلامر ضا اصفهانی

میرزا ولادت یافته در تهران است،اما به کدام سال ،به تحقیق معلوم نیست.پدرش،میزا جان اصفهانی،چنانکه معروف است از اصفهان به تهران مهاجرت نموده ، به کسب قنادی و شکر ریزی اشتغال جسته است ، وی که صاحب چندین فرزند دختر بوده ،وقتی در سفر مشهد از آستان ملائک پاسبان امام رضا علیه السلام ،به نذر و دعا طلب فرزند ذکور می نماید ،آن دعا به اجابت مقرون می گردد، و به وفای نذر مولود به اسم <<غلامرضا>>موسوم می شود.آقا غلامرضا،در خط نستعلیق ،در انواع قلم ،خفی و جلی و ریز و درشت ،استاد کامل عیار بود.نمونه کتیبه نگاری او در مدرسه ی سپسالار شهید مطهری توان دید.(که متاسفانه امروز نابود شده است)لینک شدید؟

شرمند ه ام میرزا غلامرضا

اما شیرین تر از همه ی شیرین کاری ها ی او در مشق های ریز و درشت دیده می شود که جان را در بر اهل فن برقص می آورد.آقا غلامرضا در اغلب قطعات علاوه بر اینکه نام خود را ذکر می کند ،با نوشتن <<یا علی مدد>>بخط شکسته (که در آن نیز استاد بود)خویش را معرفی می نماید.

وفات میرزا در حدود سال ۱۳۰۷ هجری قمری اتفاق افتاده و در صفائیه قرب حضرت عبدالعظیم مدفون گردیده است. 

 

سیاه مشق ها و قطعات 

 گرچه ما بندگان پادشهیم...

بر در میکده هستند خمار

گلها همه سر زخاک کردند

میشگفتم زطرب زانکه چو گل بر لب جوی

بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود...

 

منابع:

مرقع خط به اهتمام منوچهر قدسی

مرقع نگارستان نگارش و تدوین احمد سهیلی خوانساری